داستان های بسیار زیبا
همراه لحظات رویایی شما
                                                        
درباره وبلاگ

این وبلاگ وبلاگ بسیار زیبایی بوده و فکر کنم خوشتان بیاید.اوقات فراغت خود را با ما پرکنید.لذت ببرید.....
مدیر وبلاگ : محمد مهدوی
نویسندگان
نظرسنجی
فصل اول داستان:(کارآگاه اسدی چه زشت چه زیبا)را چه گونه ارزیابی می نمایید؟






صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه بیست و هفتم مردادماه سال 1391 :: نویسنده : محمد مهدوی
این یک کتاب است که توش داستان های آموزنده ی زیادی داره.خیلی هم قشنگن.
یکی از داستان های کتاب:
مرد جوانی که مربی شنا و دارنده ی چندین مدال المپیک بود، به خدا اعتقادی نداشت. او چیزهایی را که درباره خداوند میشنید مسخره میکرد.شبی مرد جوان به استخر سر پوشیده آموزشگاهی رفت. چراغ خاموش بود ولی ماه روشن بود و همین برای شنا کافی بود.مرد جوان به بالاترین نقطه تخته شنا رفت و دستانش را باز کرد تا درون استخر شیرجه برود.ناگهان، سایه بدنش را همچون صلیبی روی دیوار مشاهده کرد. احساس عجیبی تمام وجودش را فراگرفت. از پله ها پائین آمد و به سمت کلید برق رفت و چراغ ها را روشن کرد.آب استخر برای تعمیر خالی شده بود!!!







نوع مطلب :
برچسب ها : داستان، دانلود کتاب، دانلود کتاب آموزنده، دانلود داستان های کوتاه،
لینک های مرتبط :




یکشنبه بیست و ششم شهریورماه سال 1396 06:44 ب.ظ
hi!,I love your writing so much! proportion we be
in contact extra approximately your article on AOL?
I require an expert in this area to solve my problem.
May be that is you! Taking a look ahead to peer you.
یکشنبه بیست و هفتم فروردینماه سال 1396 09:20 ق.ظ
It's really very difficult in this busy life to listen news on Television, therefore I only
use world wide web for that purpose, and get the most up-to-date
information.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic