داستان های بسیار زیبا
همراه لحظات رویایی شما
                                                        
درباره وبلاگ

این وبلاگ وبلاگ بسیار زیبایی بوده و فکر کنم خوشتان بیاید.اوقات فراغت خود را با ما پرکنید.لذت ببرید.....
مدیر وبلاگ : محمد مهدوی
نویسندگان
نظرسنجی
فصل اول داستان:(کارآگاه اسدی چه زشت چه زیبا)را چه گونه ارزیابی می نمایید؟






صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سه شنبه پانزدهم مردادماه سال 1392 :: نویسنده : محمد مهدوی

فصل اول:ایتالیا

دییییییییییییینگ                           دییییییییییییینگ

((آه.دوباره صبح شد.ساعت چنده؟اوه.فکر کنم امروز دیر تر از روزای گذشته به سر کار برم.))از رختخواب با حالت خواب آلودگی بلند شدم و به سمت دستشویی رفتم.وقتی که می خواستم به دستشویی بروم تا دست و صورتم را بشویم که موبایلم زنگ زد:((بله؟سلام حسینی.اوه نه اگر باز قتلی پیش اومده بدش به کس دیگه.من حوصله ی حل کردن معما رو ندارم.می خوام یه چند روز استراحت کنم.چی؟رییس.با من چی کار داره؟ببین می تونی بفهمی که با من چی کار داره یا نه؟زود خبرشو بهم بده ها.خداحافظ.))داشتم دست و صورتم را می شستم که موبایلم دو باره زنگ خورد.تلفن را برداشتم:((حسینی چی شد؟فهمیدی یا نه؟اوه.خانم ببخشید شمایید؟باشه باشه.آره به خودم می رسم.سارا چه طوره.خوبه؟ا طرف من یه بوس محکم بکنش.باشه باشه.خداحافظ.))از دستشویی که بیرون آمدم دوباره موبایلم زنگ خورد.این بار گوشی را برداشتم و با حالت تندی جواب دادم:((خانم باشه چشم حتما صبحونه یه چیز کم کالری می خورم.اوه.ببخشید عذر می خوام رییس.نه قربان من بیجا بکنم یه همچین کاری کنم.حسینی اونجاست؟ا....چیزه یعنی .....  .باشه باشه اومدم.))حسینی دست و پا چلفتی نمیتونه یه کارو خودش بکنه.سریع حاضر شدم و سوار سانتافه ام شدم و به سمت دفتر رییس راه افتادم.در راه با خودم فکر می کردم که رییس معمولا کار زیادی با من ندارد مگر در مواقع ضروری.وقتی رسیدم با عجله از پله ها بلا رفتم و درر اتاق رییس را زدم.تق تق تق.وبعد به داخل اتاق رفتم.چشمم که به قیافه ی رییس افتاد کمی احساس ترس کردم.رییس به من گفت:((بشین))و من فوری اطاعت کردم.رییس ادامه داد:((خوب اسدی.خودت می دونی که کارت خیلی درسته پس خوب به حرف من گوش کن.از این به بعد برای من بپا بزاری بلایی به سرت می آرم که از کار کردن با من برای همیشه پشیمون بشی.پس خوب گوش هاتو باز کن.یه مطلب خیلی مهمی پیش اومده که من باید بهت بگم.وزارت اطلاعات ایران تو رو مامور یه کار بسیار مهمی کرده که تو چه بخوای و چه نخوای باید قبول کنی.تو باید محافظ پسر رییس جمهور ایتالیا بشی و.....))من گفتم((معذرت می خوام رییس ولی شما چی گفتید؟وزارت اطلاعات؟رییس جمهور ایتالیا.....))رییس به من گفت:((احمق.وسط حرف من نپر.فقط گوش بده.تو ایتالیا یه سری اتفاقاتی داره می افه که به ضرر ایران و نظامه.پسر رییس جمهور ایتالیا حاضر اتفاقاتی رو که داره اونجا می افته برای ما بگه و یسری مدرکم بفرسته.به هر حال.اون این روزا خیلی در خطره.دلیل انتخاب تو هم برای این کار اینه که اولا همسر تو خارجیه و با فرهنگ اونا آشنایی داره و بعد به خاطر سال ها خدمت در ایتالیا تو به زبون ایتالیایی کاملا مسلطی و از همه مهم تر شم پلیسیه تو و همکار زاغ زنت خیلی بالاست.پس تا یه هفته ی دیگه باید بری.هر چه زودتر بهتر.حالا هم مرخصی.بیرون...... .)) 

کپی از این داستان فقط با نوشتن نام نویسنده در هر قسمت وفقط با ذکر منبع بلامانع است

داستان های بسیار زیبا همراه لحظات رویایی شما





نوع مطلب : داستان های کارآگاه اسدی، 
برچسب ها : داستان، داستان های بسیار زیبا، داستان کارآگاه اسدی، محمد مهدوی، کارآگاه اسدی چه زشت چه زیبا، چه زشت چه زیبا،
لینک های مرتبط :




سه شنبه سوم اردیبهشتماه سال 1398 05:32 ق.ظ
ブランドスーパーコピー 財布代引き口コミ-国内発送
سه شنبه سوم اردیبهشتماه سال 1398 05:31 ق.ظ
スーパーコピーブランド,男女のバッグ数百種類優良品質の商品,誠実と信用のサービス!ルイヴィトンスーパーコピー
سه شنبه سوم اردیبهشتماه سال 1398 05:30 ق.ظ
シャネルiphone7ケース
یکشنبه یکم اردیبهشتماه سال 1398 05:11 ب.ظ
ブランドコピー激安通販!スーパーコピー 詐欺販売店
دوشنبه سیزدهم شهریورماه سال 1396 02:05 ب.ظ
Thanks for finally talking about >داستان های بسیار زیبا - کارآگاه اسدی چه زشت چه زیبا قسمت 1 <Liked it!
یکشنبه پنجم شهریورماه سال 1396 10:39 ب.ظ
Hey! Quick question that's completely off topic. Do you know how to make your site mobile friendly?
My blog looks weird when browsing from my iphone4. I'm trying to find a template or plugin that might be able to resolve this issue.
If you have any recommendations, please share. Cheers!
دوشنبه سی ام مردادماه سال 1396 10:33 ق.ظ
Admiring the persistence you put into your site and in depth information you provide.

It's great to come across a blog every once in a while that isn't the same old rehashed information. Fantastic read!
I've saved your site and I'm including your RSS feeds to my
Google account.
دوشنبه شانزدهم مردادماه سال 1396 05:31 ق.ظ
Thanks for every other informative web site.
Where else may I am getting that type of information written in such a perfect means?
I have a undertaking that I'm simply now operating on, and I have
been at the look out for such information.
جمعه ششم مردادماه سال 1396 06:32 ب.ظ
Its not my first time to visit this website, i am
visiting this web page dailly and take good information from here everyday.
چهارشنبه ششم اردیبهشتماه سال 1396 07:56 ق.ظ
Very shortly this web site will be famous among all blogging and site-building viewers, due to
it's good articles
شنبه دوازدهم فروردینماه سال 1396 08:29 ب.ظ
I do not know if it's just me or if perhaps everybody else experiencing problems with your
site. It appears like some of the written text within your content are
running off the screen. Can someone else please provide feedback and let me know if this is happening to them as well?
This may be a problem with my web browser because I've had this happen previously.
Cheers
شنبه بیست و یکم تیرماه سال 1393 01:31 ق.ظ
با ذکر نویسنده و با اجازه کپی می کنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو