داستان های بسیار زیبا
همراه لحظات رویایی شما
                                                        
درباره وبلاگ

این وبلاگ وبلاگ بسیار زیبایی بوده و فکر کنم خوشتان بیاید.اوقات فراغت خود را با ما پرکنید.لذت ببرید.....
مدیر وبلاگ : محمد مهدوی
نویسندگان
نظرسنجی
فصل اول داستان:(کارآگاه اسدی چه زشت چه زیبا)را چه گونه ارزیابی می نمایید؟






صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
رسول اکرم(ص) و دو حلقه جمعیت
رسول اکرم(ص)وارد مسجد مدینه شد.چشمش به دو گروه اجتماع افتادکه از دو دسته تشکیل شده بود و هر دسته مشغول کاری بودند:یک دسته مشغول عبادت و ذکر و دسته ای دیگر به تعلیم و تعلم و یاد گرفتن و یاد دادن مشغول بودند.حضرت(ص)هر دو دسته را از نظر گذرانید و از دیدن آن ها مسرور و خرسند شد.
به کسانی که همراهش بودند فرمود:((این دو دسته هر دو کار نیک می کنند و بر خیر و سعادتمندند))آنگاه جمله ای اضافه کرد:((لکن من برای تعلیم و دانا کردن فرستاده شده ام))پس خودش به طرف حلقه ای که مشغول تعلیم و تعلم بودند رفت.
کپی فقط با ذکر منبع بلامانع است




نوع مطلب : داستان راستان، 
برچسب ها : داستان، داستان راستان، داستان اول داستان راستان، علامه شهید مرتضی مطهری،
لینک های مرتبط :






 
   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو