داستان های بسیار زیبا
همراه لحظات رویایی شما
                                                        
درباره وبلاگ

این وبلاگ وبلاگ بسیار زیبایی بوده و فکر کنم خوشتان بیاید.اوقات فراغت خود را با ما پرکنید.لذت ببرید.....
مدیر وبلاگ : محمد مهدوی
نویسندگان
نظرسنجی
فصل اول داستان:(کارآگاه اسدی چه زشت چه زیبا)را چه گونه ارزیابی می نمایید؟






صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه بیست و پنجم مردادماه سال 1392 :: نویسنده : محمد مهدوی

***

از وقتی که سوار هواپیما شدیم اسدی و توکل نیا مدام داشتد با هم پچ پچ می کردند.گمان کردم موضوع،موضوع مهمی است.توکل نیا سابقه ی انجام این جور کار ها را خوب داشت و چند تا از این نوع ماموریت ها را رفته بود.حداقل تا آن موقع که رییس من بود و من زیر دستش کار می کردم.اما اسدی فقط و فقط یک کارآگاه بود که البته شامه ی تیزی داشت.احتمالا تا قبل از این که من پیش او بیایم هم از این تجربه ها نداشت.داشتم به حرفهای اسدی و توکل نیا گوش می دادم که یک دفعه مهماندار قطار با لهجه ی غلیظ انگلیسی گفت:((مسافران محترم.در حال فرود در فرودگاه رم هستم.لطف کمربند ها را بسته و صندلیتان را به حالت عادی برگردانید.                                          

***

صحبت های ما که به این جا رسید،مهماندار اعلام کرد که هواپیما قصد فرود دارد.فرود آرامی بود.وقتی از هواپیما پیاده شدم،اولین چیزی که توجه را جلب کرد زیبایی شهر رم بود.شهری که من در آن خدمت کرده بودم.خیلی عوض نشده بود اما طبیعتا عوض شده بود.بافت شهری رم کمی تغییر کرده بود.همان طور غرق در شهر رم و زیبایی های آن شهر شده بودم که کسی من را صدا زد:

Ciao, detective Asadi. Supplicare per voi ei vostri colleghi rendono la vettura più veloc? e

سلام،کارآگاه اسدی.می شود خواهش کنم شما و همکارانتان سریع سوار ماشین شوید؟





نوع مطلب : داستان های کارآگاه اسدی، 
برچسب ها : داستان، داستان های کارآگاه اسدی، محمد مهدوی، کارآگاه اسدی چه زشت چه زیبا، داستان های بسیار زیبا، کتاب، کارآگاه اسدی،
لینک های مرتبط :




پنجشنبه بیست و چهارم مردادماه سال 1392 :: نویسنده : محمد مهدوی

- نه این چه حرفیه می فرمایید.فقط.....

- اوه،کارآگاه!انگار شما حواستون به ساعت نیست!اونقدر غذاتون رو نخوردید که دیر شد.باید بریم.فکر کنم کمی هم دیر شده.

من گفتم:((بله)) و خانم و بچه هایم را جمع کردم و به سمت فرودگاه راه افتادیم.در راه زنم به من گفت:((علی!این کیه با خودت اوردی!تو که رفیق باز نبودی!))

من به او گفتم:((نه.ایشون هم یکی ز همکاران من هستن.وزارت اطلاعات ایشون رو هم همراه با من به ایتالیا فرستاده))

- ببینم اتاق هامونم یکیه!من سختمه.

- این چه حرفیه خام جون.نه اتاق هامون جداست.

ما به فرودگاه رسیدیم.درست به موقع و بدون دردسر سوار هواپیما شدیم.وقتی که هواپیما پرید،کمی نگران قلب مادر رویا شدم.آخر دو پرواز پشت سر هم برای یک پیرزن کمی سخت است.در هر حال،فعلا تنها سوال برایم این بود که کارهایی را که رییس جمهور ایتالیا دارد انجام می دهد که به ضرر ایران است چیست؟و چرا پسرش خواسته است که اورا لو بدهد؟به خودم گفتم بهترین کار این است که از توکل نیا بپرسم.شاید که او اطلاعاتش از من بیشتر بود.به او گفتم.او در جواب من گفت:((راستش کارآگاه.من با پسر رییس جمهور،مکالمات پنهانی داشته ام.او می گفت پدرش در بعد از تحریم نفت ایران،دست به اقداماتی زده که نفت را قاچاق از کشور ایران خارج کنه.مامور های سازمان اطلاعاتمون هم به محض این که فهمیدن،دستور دادن بریم اونجا و به از پسر رییس جمهور محافظت کنیم.ضمن این که پدرش فکر کنه ما همدست اون قاچاقچی ها هستیم و می خوایم به اون کمک کنیم.چیز دیگری هم گفت که.....خیلی مهمه.ولی باید وقتی رسیدیم اونجا بهمون بگه.فقط تنها چیزی که تونستم ازش بپرسم ان بود که به من گفت یک چیزیه صد برابر ازنفت بدتر و اگه بخوایم بدونیم چیه باید صبر داشته باشیم......))

کپی از این داستان فقط با نوشتن نام نویسنده در هر قسمت وفقط با ذکر منبع بلامانع است
داستان های بسیار زیبا همراه لحظات رویایی شما




نوع مطلب : داستان های کارآگاه اسدی، 
برچسب ها : داستان، کتاب، داستان های کارآگاه اسدی، محمد مهدوی، داستان های بسیار زیبا، کارآگاه اسدی، کارآگاه اسدی چه زشت چه زیبا،
لینک های مرتبط :




سه شنبه بیست و یکم شهریورماه سال 1391 :: نویسنده : محمد مهدوی
جوان به امید آن ها خودش را جلو انداخت و با صدای بلندی گفت:((چرا قند کوپنی ما را نمی دهید؟))
((زوربارها))که اگر با گربه دعوا می کردند،نامردانه با تمام ایل و طایفه به سرش می ریختند و نا کارش می کردند،به غرورشان بر خورد و همگی افتادند به جان او و تا می می خورد،زدندش و بزرگ آن ها چاقو را تا دسته توی پهلوی راستش فرو کرد و شکمش را جر داد.جوان دیگر نه بچه دار می شد و نه می توانست جسم سنگین بلند کند.زن دست هایش را رو به آسمان برداشت و گفت:((خدایا هر کسی شوهر مرا از مردانگی انداخت خودت از مردانگی آن را بیانداز))
                                          
                                         ***
پدر افسوس کنان می گفت:((بالا خانه حتی دولاب پایین،پر از مغز بادام بود.به خانه که رسیدم،دیدم در کوچه باز است و نصفش را همسایه ها خالی کردندو زن در خانه نیست.گفتم:کجایی زن؟تو داری مال مرا بر باد می دهی.گفت:((چه کار کنم؟به خانه ی خواهر مریضم هم نروم؟همین طور سر مایه ام کم کم از بین رفت.))
سال ها بعد پدر بادام باغ های ارباب عنایت را اجاره کرده بود سگی پایش را گاز گرفت.نمی دانست که زود باید برود و پنی سیلین بزند تا قبل از این که میکروب دهان سگ در بدنش پخش شود،آن را خشک کند!با پای زخمی به خانه آمد.رختخواب انداختند.خوابید.یازده ماه نتوانست از جایش بلند شود.پای چپش دمل آورد_دمل بزرگ عین هندوانه ی کوچک_پای چپ خم شده بود و راست نمی شد تا این که دمل رسید و پر از چرک شد.احساس کرد که باید پایش را دراز کند.به محض دراز کردن پا دمل ترکید و چرک به هوا فواره زد.

کپی فقط با ذکر منبع بلامانع است




نوع مطلب : آب و آتش، 
برچسب ها : کتاب، کتاب آب و آتش، قسمت سوم کتاب آب و آتش، محمود قاضی زاده ی خسرو شاهی،
لینک های مرتبط :




 پدر قطعه زمین دیگرش را در راه ((استخر پاشا))که دور تا دورش را ردیف درختان سنجد احاطه کرده بود فروخته بود.
و نیز باغچه ای در نزدیکی ((استخر احمد شاه)) داشت که حالا تقریبا وسط شهر شده بود و خانه های مجللی در آن ساخته اند را هم از دست داده بود.این زمین ارثیه ی مادر پدرم بوده.و چند زمین دیگر را هم.......... .
صاحب آن همه مستغلات،اکنون دیگر هیچ چیز نداشت.مادر مدام با دریغ و افسوس می گفت:((همه چیز را فروخت،حتی ظروف مسی که جهیزیه ی من بود،می گفت قحطیه،اگه یکی از بچه ها از گرسنگی تلف بشه،من نمی تونم تحمل کنم ولی ظروف مسی رو بعدا هم می شه خرید.))
جنگ جهانی دوم پایان یافته بود.گندم نا مرغوب منی هشت تومان.در آن شرایط خیلی ها مثل پدر،بود و نبود خود را دادند و گندم خریدند.در عوض بعضی فرصت طلبان هم،دور دستشان افتاد و با پول سرقتی اموال عمومی،همه چیز را از دست مردم ساده و مستاصل در آوردند.اربابچه ها و زمین خواران عمده،از آن دسته اند.
در آن شرایط دولت قند کوپنی می داد.چند برادر ((زوربا))که تفنگ هم بر می داشتند،انحصار کوپن را در اختیار داشتند و حق مردم را می خوردند.
اهالی نارا حت بودند قند به دستشان نمی رسید،به ناچار با کشمش و توت خشک و سوخته ی سیب یا خالی خالی چای می خوردند.
بالا خره یکی از جوانان درشت و قوی هیکل را کوکش کردند که :((برو جلو و اعتراض کن،این کار فقط کار توست.ما پشت سر تو هستیم.))
کپی فقط با ذکر منبع بلامانع است




نوع مطلب : آب و آتش، 
برچسب ها : کتاب، کتاب آب و آتش، قسمت دوم کتاب آب و آتش، محمود قاضی زاده ی خسروشاهی،
لینک های مرتبط :




یکشنبه نوزدهم شهریورماه سال 1391 :: نویسنده : محمد مهدوی

سلام

امروز بازم به لطف دوستان کتاب پل شکسته از فیلیپ پولمن رو براتون میزارم.داستان نیمه

کوتاه(یا نیمه بلند هر جور راحتین) روان وخیلی جزابیه .داستان در مورد یه دختر دورگه به اسم

جینی هست که با پدرش تو یه خونه ساحلی زندگی میکنه.نقاش خیلی خوبیه و میخواد وقتی

بزرگ شد باعث افتخار مادرمرحومش که اونم  نقاش بوده بشه.دوستای خوبی داره و همه چیز

به خوبی پیش میره تا اینکه متوجه میشه پدرش چیزای مهمی رو ازش مخفی کرده و ...........

داستان خیلی قشنگیه حتما بخونین تا یه کمی از فاز فانتزی بیرون بیاین.

                        

پل شکسته


لینک از پرشین گیگ

دانلود کل کتاب        قسمت اول                               قسمت دوم


لینک از فورشیرد

دانلود کل کتاب       قسمت اول                               قسمت دوم


                  

نظر یادتون نره به سلامت.





نوع مطلب :
برچسب ها : کتاب، دانلود کتاب، دانلود کتاب پل شکسته، دانلود کتاب های زیبا،
لینک های مرتبط :




پدر همیشه می گفت:((چهار گروه باعث شکست من در زندگی ام شده اند.اول برادرم حاجی قربان،دوم این زن،سوم این بچه ها،چهارم چند تن از اربابچه ها از جمله مرتضی.))
من که درست متوجه نمی شدم.شاید پنجم هم خودش و ششم اوضاع بی ریخت آن زمان.
من جزو فرزندان آخر خانواده بودم.مادر نه تا بچه آورده بود که سه تا مردند و شش تا ماندند:پنج پسر و یک دختر.
وقتی من چشم به جهان گشودم،پدر هست و نیستش را از دست داده بود و برای مرتضی که خود ارباب بود کار می کرد.
پدر باغش را فروخته بود. با گذشت زمان و گسترش آبادی و افزایش جمعیت،آن جایی که باغ را فروخته بود به زیر ساخت های شهری رفته بود.پدر هر وقت از نزدیکی های باغش رد می شد می گفت:برق از چشم هام می پره.چون قیمت زمین عجیب بالا رفته بود.باغ تقسیم شده،شامل بیش از چهل باب خانه ی وسیع و یک ردیف مغازه ی بر خیابانی شده بود که با عقب نشینی چند متری زمین؛عریض تر شده بود.
کپی فقط با ذکر منبع بلامانع است




نوع مطلب : آب و آتش، 
برچسب ها : کتاب، کتاب آب و آتش، قسمت اول کتاب آب و آتش، محمود قاضی زاده خسروشاهی،
لینک های مرتبط :




شنبه هجدهم شهریورماه سال 1391 :: نویسنده : محمد مهدوی
این کتاب تا آخر امسال در وبلاگ به عنوان کتاب سال نوشته خواهد شد.هر گونه کپی برداری از این کتاب با ذکر منبع بلامانع است.



نوع مطلب : اطلاعات کتاب ها، 
برچسب ها : کتاب، کتاب آب و آتش، مقدمه،
لینک های مرتبط :




پنجشنبه شانزدهم شهریورماه سال 1391 :: نویسنده : محمد مهدوی

در لیست پرفروش ترین کتاب های منتشرشده در پنجاه سال اخیر هم هری پاتر حضور دارد و هم «اسکارلت اهارا» قهرمان فراموش نشدنی بر باد رفته.


به گزارش خبرآنلاین، ۹ کتاب پرفروش جهان در پنجاه سال گذشته اغلب جزء بهترین های حوزه ادبیات جهان هستند که با فروش میلیونی، مخاطبانی در سراسر جهان یافته اند. این جدول بر اساس فروش نسخه های انگلیسی تنظیم شده و ملاک اعداد نیز «فروش» کتاب ها عنوان شده است و نه تنها چاپ آثار.

بر اساس این گزارش و آنطور که سایت فلاور وایر نوشته، در این فهرست «کتاب کوچک سرخ» نوشته مائو تسه تونگ قرار دارد که دستورات سیاسی رهبر سابق حزب کمونیست چین را دربر می گیرد. رمان معروف «هری پاتر» نوشته ی جی. کی. رولینگ در رتبه بعدی این فهرست قرار دارد و تاکنون ۴۵۰ میلیون نسخه از این کتاب محبوب در جهان چاپ و منتشر شده است.

در ایران نیز رمان «هری پاتر» جزو پرفروش ترین ها بوده است. ترجمه ویدا اسلامیه از کتاب هری پاتر در دوازده جلد توسط انتشارات تندیس چندین بار تجدید چاپ شده است و تب مطالعه ی کتاب های هری پاتر هنوز در میان نوجوانان و حتی بزرگسالان وجود دارد.

جهت آشنایی و مشاهده لیست جدول پرفروش ترین ها، به این لینک فارسی مراجعه کنید. خبرآنلاین به اشتباه فروش هری پاتر را ۴۰۰ میلیون ذکر کرده که در واقع ۴۵۰ میلیون است و مربوط به سال گذشته.






نوع مطلب : اطلاعات کتاب ها، 
برچسب ها : کتاب، کتاب هری پاتر،
لینک های مرتبط :




پنجشنبه شانزدهم شهریورماه سال 1391 :: نویسنده : محمد مهدوی

اسم کتاب فریبکار هستش و میشه گفت کتاب اول ماجراهای سام مک کریدی عضو ارشد سازمان جاسوسی انگلستان هستش.که کتاب دوم نامش قربانی جنگ هستش.

کتاب حدود چهارصد صفحه هستش

ماجرای کتاب:جریان کتاب دو داستان اول مجموعه هستش.مک کریدی در مقابل بازنشستگی اجباریش مقاومت میکنه و سابقه کاریش بررسی میشه

داستان اول:ماجرای دستیابی مک کریدی به کتاب جنگ اتحاد شوروی در آلمان روسی(شرقی) هستش. یک ژنرال والا مقام ارتش شوروی درصدده که در قبال پول،کتاب جنگ اتحاد شوروی رو بفروشه.اما خود مک کریدی نمیتونه به آلمان روسی بره پس از شخص دیگه ای استفاده میکنه و....

داستان دوم:ماجرای پناهنده شدن یک افسر ارشد سازمان جاسوسی اتحاد شوروی هستش.

ماموریت مک کریدی بازجویی فنی و تصدیق صحت اطلاعات افسره.اما.....

یک کتاب جاسوسی استادانه. و تمامی طرفداران جاسوسی بسیار لذت خواهند برد.


دانلود کتاب کامل فریبکار






نوع مطلب :
برچسب ها : کتاب، دانلود کتاب، دانلود کتاب جنایی جاسوسی، دانلود کتاب جنایی،
لینک های مرتبط :




یکشنبه دوازدهم شهریورماه سال 1391 :: نویسنده : محمد مهدوی

سلام به همگی


خب کتاب امروز در پیچ و خم جاده نوشته نیکولاس اسپارکس  هست




خلاصه کتاب : 

مایلز رایان احساس می کرد زندگیش بعد از گذشت دوسال  از مرگ همسرش میسی در یک تصادف بزن در رو  به پایان رسیده ، چرا که  پیدا کردن مقصر تصادف نه تنها  براش مسئله ای شخصی بود بلکه به عنوان معاون کلانتر شهر نیوبرن وظیفه خودش می دونست راننده ناشناخته رو به سزای عملی که انجام داده برسونه تا اینکه با سارا بالتیمور آشنا می شه اما رازی دردناک و تکان دهنده  وادارشون می کنه که  تمامی چیزهایی که بهش اعتقاد داشتند و حتی عشقی که بهم دارند رو زیر سوال ببرند چون مسئول تصادف کسی نیست جز  ... 



دانلود کتاب






نوع مطلب : کتاب های قابل دانلود، 
برچسب ها : کتاب، دانلود کتاب، دانلود کتاب اسپارتاکوس،
لینک های مرتبط :





خلاصه کتاب:


تامسین توی یه مدرسه شبانه روزی به دور از خانواده اش زندگی می کنه خانواده ای که همشون  جادوگرند, حتی پسر دایی و دختر دایی ها هم موهبت مخصوص به خود شون رو دارند  به استثنای تامسین و با اینکه مادربزرگش موقع تولدش این پیشگویی رو در موردش انجام داده که  اون یکی از نیرومندترینها خواهد بود  . اما با این همه تامسین هیچ موهبتی نداره پس خودش را مجزا از خانواده اش می دونه . تا اینکه پروفسوری جوان اونو با خواهر بسیار با استعدادش رووینا اشتباه می گیره و تامسین موافقت می کنه تا ارث خانوادگی این پروفسور  رو براش پیدا کنه غافل از اینکه .....





دانلود کتاب


کتاب جالبیه توصیه می کنم حتما بخونیدش .






نوع مطلب : کتاب های قابل دانلود، 
برچسب ها : کتاب، دانلود کتاب، دانلود کتاب فانتزی، دانلود جادوگر، دانلود،
لینک های مرتبط :




دوشنبه سی ام مردادماه سال 1391 :: نویسنده : محمد مهدوی
قلعه حیوانات که با وجود معروفیت فوق العاده زیاد هنوز خیلی از دوستان اونو نخوندن و حداقل نظر شخصیم اینه که این جزو ۱۰۰کتابی هست که انسان قبل از مرگش حتما باید بخونه و من خودم بارها اونو خوندم و هربار یه درس جدید ازش گرفتم پس با اجازه امروز کتاب قلعه حیوانات اثر برجسته و فوق العاده مفهومی جورج اورول رو تقدیمتون می کنم. 

خلاصه : این داستان درباره حیوانات یک مزرعه هست که همگی میتونن حرف بزنن و فکر کنن و تصمیم می گیرن که انقلاب کنن و مزرعه رو از دست آدمها در بیارن و خودشون بر خودشون حکومت کنن و همین کار رو هم انجام میدن اما متاسفانه مثل خیلی موارد دیگه از این دست در بین راه دچار گمراهی شده و ... بهتر خودتون بقیه داستان رو بخونید.
لینک دانلود :      کل کتاب




نوع مطلب : کتاب های قابل دانلود، 
برچسب ها : کتاب، دانلود کتاب، دانلود کتاب مفهومی، دانلود کتاب رئیس مزرعه، دانلود،
لینک های مرتبط :




دوشنبه سی ام مردادماه سال 1391 :: نویسنده : محمد مهدوی

این کتاب اسمش جلاد لاغره.کتاب قشنگی هم هستش.
خلاصه کتاب:

داستان کتاب درباره "جبل" پسر سوم "رم راشد" جلاد خانواده سلطنتی است که بعد از پادشاه بالاترین مقام کشور بشمار می رود ، رم راشد در حال بازنشستگی است. بنابراین در مراسم بعد  ازاعدام ، درباره مسابقه ای برای تعیین جانشینش حرف می زند و از دو پسر بزرگتر نام می برد بدون آنکه از جبل حرفی به زبان آورد , تحقیر و شرمندگی ، جبل او را مجبور می کند تا برای رسیدن به قدرت ماورای انسانی به ملاقات خدای آتش افسانه ای رهنمون گردد و ....

 

 

دانلود کتاب


دانلود از پیکو فایل






نوع مطلب : کتاب های قابل دانلود، 
برچسب ها : کتاب، دانلود کتاب، دانلود کتاب دارن شان، دانلود کتاب فانتزی،
لینک های مرتبط :




 

 

ترال:گرگ و میش سیمایان



    فصل اول        فصل دوم        فصل سوم       فصل چهارم        فصل پنجم       فصل ششم


فصل هفتم        فصل هشتم 


نظر یادتون نره.موفق باشین.





نوع مطلب : کتاب های قابل دانلود، 
برچسب ها : کتاب، دانلود کتاب، دانلود کتاب فانتزی، دانلود وارکرافت، دانلود کتاب ارباب قبایل،
لینک های مرتبط :




شنبه بیست و هشتم مردادماه سال 1391 :: نویسنده : محمد مهدوی

خلاصه کتاب:


 زنی در خیابان های شهر 
برلین ناپدید می شود،  مردی از برج ایفل به پایین پرت می شود , در دنور هواپیمایی کوچک دچار گردباد شده و سقوط می کند . در منهتن، زیر پل جسدی روی شنهای رودخانه افتاده است . در ابتدا به نظر می رسد تمامی این حوادث تصادفی اند، اما پلیس به زودی متوجه می شود که این چهار تن , از قربانیان گروهی بین المللی هستند  در این بین "کلی هریس" و "دایان استیونس" بیوه جوان دو تن از قربانیان در نیویورک باهم آشنا میشوند و ...



دانلود کتاب





نوع مطلب : کتاب های قابل دانلود، 
برچسب ها : کتاب، دانلود کتاب، دانلود کتاب ماجرایی، ترس از تاریکی، دانلود کتاب مجازی،
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic